- Blog
- اصطلاحات فارکس به زبان ساده؛ راهنمای کامل واژگان ترید و بازار فارکس
ورود به بازار ارز بدون آشنایی با واژگان تخصصی مثل خواندن نقشه بدون دانستن علامتهاست. هر پلتفرم معاملاتی، هر آموزش و هر تحلیل پر است از کلماتی که برای تازهواردها گنگ به نظر میرسند. این مقاله اصطلاحات فارکس را دستهبندیشده و با مثال ساده توضیح میدهد تا هم برای یادگیری اولیه و هم برای مرور سریع هنگام ترید کاربرد داشته باشد. اگر تازه با پلتفرمهای آموزشی مثل WeMasterTrade کار میکنید، این واژهنامه پایهی خوبی برای شروع است. توصیه میکنیم مقاله را یکبار کامل بخوانید و سپس آن را بهعنوان مرجع کنار دست خود نگه دارید.
برای یادگیری اصطلاحات بازار فارکس، ابتدا سه گروه را از هم جدا کنید: واحدهای قیمت و حجم مثل پیپ و لات، وضعیت حساب مثل اکوئیتی و مارجین، و دستورهای معامله مثل خرید، فروش و حد ضرر. در این راهنمای اصطلاحات فارکس به زبان ساده، نام انگلیسی هر مفهوم کنار معنی فارسی آمده است تا بتوانید آن را در پلتفرم نیز پیدا کنید. مثالهای عددی آموزشیاند؛ مشخصات قرارداد، هزینهها و قواعد اجرا را همیشه در حساب خود بررسی کنید.
اصطلاحات فارکس چیست و چرا باید آنها را یاد بگیرید؟
اصطلاحات فارکس مجموعهای از واژگان تخصصی است که ساختار بازار، اجرای معامله، خواندن نمودار و مدیریت ریسک را توصیف میکند. بدون درک این واژگان، حتی خواندن یک تحلیل ساده یا کار با پنل حساب دشوار میشود. هدف این بخش این است که پیش از هر معامله، زبان مشترک بازار را بشناسید.
یادگیری این واژگان چند فایده عملی دارد: آموزشها را روانتر میفهمید، اشتباهات پرهزینه هنگام ثبت سفارش کمتر میشود و میتوانید ریسک معامله را بهتر برآورد کنید. توجه کنید که آشنایی با اصطلاحات بهتنهایی سودآوری نمیآورد؛ فقط پیشنیاز درک درست بازار است.
فارکس چیست؟
فارکس (Forex یا FX) بازار جهانی تبادل ارز است که در آن ارزها در برابر هم معامله میشوند. قیمت هر ارز نسبت به ارز دیگر بیان میشود و همین ساختار باعث میشود مفاهیمی مثل جفتارز و پیپ معنا پیدا کنند. این بازار حجم بالای معاملات و ساعات فعالیت گسترده دارد و بهصورت شبانهروزی در روزهای کاری فعال است.
بازار ارز عمدتاً خارج از بورس متمرکز یا OTC فعالیت میکند. در معاملات خردهفروشی، محصول ارائهشده ممکن است قرارداد مابهالتفاوت یا قرارداد ارزی اهرمی باشد، نه تحویل واقعی ارز. بنابراین خرید EUR/USD در پلتفرم لزوماً به معنی دریافت یورو در حساب بانکی نیست؛ نوع قرارداد و تعهدات طرفین را از اسناد کارگزار بخوانید.
تفاوت اصطلاحات بازار فارکس و اصطلاحات ترید فارکس
اصطلاحات بازار فارکس بیشتر به ساختار و ماهیت بازار مربوط میشوند؛ مثل جفتارز، نقدشوندگی و نوسان. در مقابل، اصطلاحات ترید فارکس به اجرای عملی معامله اشاره دارند؛ مثل سفارش خرید، حد ضرر و حجم موقعیت. در ادامه هر دو گروه را جداگانه پوشش میدهیم تا مرز میان مفهوم بازار و اجرای معامله روشن بماند.
اصطلاحات پایه بازار فارکس
این بخش مفاهیم اولیهای را پوشش میدهد که باید پیش از باز کردن اولین معامله بدانید. این اصطلاحات، بنیان درک همه بخشهای بعدی هستند.

جفتارز، ارز پایه و ارز متقابل
در فارکس، ارزها بهصورت جفت معامله میشوند؛ مثل EUR/USD یا USD/JPY. ارز اول (سمت چپ) ارز پایه (Base) و ارز دوم ارز متقابل (Quote) نام دارد. اگر قیمت EUR/USD برابر 1.1000 باشد، یعنی هر یک یورو معادل 1.1000 دلار است. خرید یک جفتارز یعنی خرید ارز پایه و فروش همزمان ارز متقابل. برای شناخت عمیقتر ساختار نمادها میتوانید مقاله جفت ارز های فارکس و همچنین جفت ارزهای اصلی فارکس را بخوانید.
جفتارزهای اصلی، کراس و اگزوتیک
جفتارزهای اصلی یا Major معمولاً ترکیب دلار آمریکا با ارزهای پرمعامله مانند یورو، ین و پوند هستند. جفتارز کراس یا Cross دلار آمریکا ندارد؛ مانند EUR/GBP. جفتارز اگزوتیک یا Exotic معمولاً شامل ارز یک اقتصاد نوظهور در برابر ارزی پرمعامله است؛ مانند USD/TRY. دستهبندی برخی نمادها بین منابع تفاوت دارد؛ برای هزینه و امکان اجرا، مشخصات واقعی نماد مهمتر از نام دسته است.
Bid، Ask و Spread
Bid قیمتی است که بازار حاضر است از شما بخرد (قیمت فروش شما) و Ask قیمتی است که بازار به شما میفروشد (قیمت خرید شما). اختلاف این دو، اسپرد (Spread) نام دارد و یکی از هزینههای اصلی معامله است. مثال: اگر Bid برابر 1.1000 و Ask برابر 1.1002 باشد، اسپرد معادل 2 پیپ است. اسپرد در جفتارزهای اصلی معمولاً کمتر و در جفتارزهای فرعی یا هنگام اخبار مهم بیشتر است.
معامله خرید معمولاً با Ask باز و با Bid بسته میشود؛ معامله فروش با Bid باز و با Ask بسته میشود. به همین دلیل، معامله تازهبازشده ممکن است پیش از تغییر بازار زیان شناور نشان دهد. اسپرد ثابت یا Fixed طبق شرایط حساب تعیین میشود؛ اسپرد شناور یا Floating با وضعیت بازار تغییر میکند. ثابت بودن اسپرد به معنی نبود کمیسیون یا تضمین اجرای بدون لغزش نیست.
Pip و Pipette
پیپ (Pip) کوچکترین واحد استاندارد تغییر قیمت در بیشتر جفتارزها است؛ معمولاً رقم چهارم بعد از اعشار. پیپت (Pipette) یکدهم پیپ و رقم پنجم اعشار است. مثال: حرکت قیمت از 1.10000 به 1.10010 یعنی 1 پیپ، و حرکت به 1.10001 یعنی 1 پیپت. توجه: در جفتارزهای ین ژاپن مثل USD/JPY، پیپ رقم دوم بعد از اعشار است.
فرمول تعداد پیپ: اختلاف قیمت خروج و ورود را بر اندازه پیپ تقسیم کنید. حرکت EUR/USD از 1.1000 به 1.1030 برابر 0.0030 ÷ 0.0001، یعنی 30 پیپ است. حرکت USD/JPY از 150.00 به 150.30 نیز 30 پیپ است، چون اندازه پیپ آن 0.01 است. علامت سود یا زیان به خرید یا فروش بودن معامله بستگی دارد.
Point، Tick و Tick Size
پوینت یا Point در بسیاری از پلتفرمها واحد آخرین رقم نمایش قیمت است؛ در نماد پنجرقمی EUR/USD معمولاً 10 پوینت برابر یک پیپ است. تیک یا Tick به یک بهروزرسانی قیمت گفته میشود و Tick Size کوچکترین گام مجاز تغییر قیمت نماد است. این مفاهیم همیشه یکسان نیستند. قواعد پیپ جفتارزها را بدون بررسی مشخصات قرارداد به طلا، شاخص یا رمزارز تعمیم ندهید.
Lot، Mini Lot و Micro Lot
لات (Lot) واحد اندازهگیری حجم معامله است. یک لات استاندارد معادل 100,000 واحد از ارز پایه است. مینی لات (Mini Lot) معادل 10,000 واحد و میکرو لات (Micro Lot) معادل 1,000 واحد است. حجم بزرگتر یعنی ارزش هر پیپ بیشتر و در نتیجه سود و زیان بزرگتر. در یک لات استاندارد از EUR/USD، هر پیپ تقریباً 10 دلار ارزش دارد؛ در میکرو لات این مقدار تقریباً 0.1 دلار است.
در قرارداد رایج ارزی، 0.1 لات برابر مینی لات و 0.01 لات برابر میکرو لات است. حداقل حجم و گام تغییر حجم را کارگزار تعیین میکند. برای نمادهای غیرارزی، یک لات ممکن است اندازه قرارداد متفاوتی داشته باشد.
ارزش پیپ چگونه محاسبه میشود؟
ارزش پیپ در ارز متقابل = حجم معامله به واحد ارز پایه × اندازه پیپ. در EUR/USD با حجم 0.1 لات، حجم برابر 10,000 یورو است؛ بنابراین ارزش پیپ برابر 10,000 × 0.0001، یعنی 1 دلار میشود. در USD/JPY با همین حجم، ارزش پیپ 10,000 × 0.01، یعنی 100 ین است. اگر ارز حساب با ارز متقابل متفاوت باشد، این مبلغ باید با نرخ تبدیل مناسب به ارز حساب تبدیل شود.
نقدشوندگی و نوسان
نقدشوندگی (Liquidity) یعنی سهولت خرید و فروش بدون تغییر شدید قیمت؛ جفتارزهای اصلی معمولاً نقدشوندگی بالایی دارند. نوسان (Volatility) میزان تغییرات قیمت در یک بازه است. نوسان بالا میتواند فرصت و ریسک را همزمان افزایش دهد و اسپرد و اسلیپیج را نیز بالا ببرد.
Session، Overlap و Gap
سشن یا Session بازه فعالیت یک مرکز معاملاتی مانند توکیو، لندن یا نیویورک است. همپوشانی یا Overlap زمانی است که دو سشن همزمان فعالاند؛ این وضعیت ممکن است حجم معاملات و نوسان را افزایش دهد، اما جهت قیمت را مشخص نمیکند. ساعت سشنها با منطقه زمانی و تغییر ساعت تابستانی جابهجا میشود.
گپ یا Gap فاصله بین دو قیمت متوالی است که در آن قیمت میانی قابل معامله ثبت نشده است؛ مثلاً هنگام بازگشایی پس از تعطیلات. وجود گپ میتواند باعث اجرای سفارش در قیمتی متفاوت از سطح تعیینشده شود.
اصطلاحات حساب معاملاتی و سرمایه
این اعداد و وضعیتها همان چیزهایی هستند که در پنل حساب یا نرمافزار متاتریدر میبینید. درک آنها برای کنترل ریسک ضروری است.
Balance، Equity و Free Margin
Balance موجودی حساب بدون احتساب معاملات باز است. Equity ارزش لحظهای حساب شامل سود و زیان معاملات باز است. Free Margin (مارجین آزاد) بخشی از سرمایه است که برای باز کردن معاملات جدید در دسترس دارید. مثال: اگر Balance برابر 1,000 دلار و معاملات باز 50 دلار در ضرر باشند، Equity برابر 950 دلار میشود.
Margin و Used Margin
مارجین (Margin) وجه تضمینی است که برای باز نگهداشتن یک معامله اهرمی مسدود میشود. Used Margin مجموع مارجینی است که در معاملات باز فعلی درگیر شده است. این مبلغ سود شما نیست، بلکه تضمین موقتی است که پس از بستن معامله آزاد میشود.
مارجین هزینه خرید معامله نیست و حداکثر زیان را نیز تعیین نمیکند. پس از بستن معامله، مارجین درگیر آزاد میشود، اما سود یا زیان و هزینههای معامله موجودی حساب را تغییر میدهند.
Leverage یا اهرم
اهرم (Leverage) به شما اجازه میدهد با سرمایه کوچک، حجم بزرگتری معامله کنید. برای مثال با اهرم 1:100، با 100 دلار میتوانید موقعیتی معادل 10,000 دلار باز کنید. اهرم سود بالقوه و زیان بالقوه را به یک اندازه بزرگ میکند و به همین دلیل ابزار پرریسکی است. اهرم هیچ سودی تضمین نمیکند و اهرم بالا سرعت رسیدن به Margin Call و Stop Out را زیاد میکند.
تفکیک مهم: برای یک حجم ثابت، تغییر اهرم حساب ارزش هر پیپ را تغییر نمیدهد؛ نیاز مارجین را تغییر میدهد. افزایش سود و زیان زمانی رخ میدهد که با امکان اهرم بیشتر، حجم بزرگتری باز کنید. در مثال بالا، 100 دلار فقط مارجین نظری موقعیت است، نه سرمایه کافی برای تحمل زیان و هزینهها.
Margin Level و Margin Call
Margin Level نسبت Equity به Used Margin است که بهصورت درصد نمایش داده میشود. کاهش این نسبت هشدار کمبود وجه تضمین است. Margin Call زمانی رخ میدهد که این سطح به حد مشخصی افت کند و کارگزار هشدار میدهد که سرمایه کافی برای نگهداشتن معاملات نیست.
Margin Call لزوماً تماس تلفنی نیست؛ ممکن است هشدار در پلتفرم یا محدودیت ثبت سفارش باشد. دریافت هشدار را قطعی فرض نکنید: در حرکت سریع بازار، حساب ممکن است پیش از امکان واکنش به سطح بستن اجباری برسد.
Stop Out
Stop Out سطحی است که در آن، بهدلیل افت شدید مارجین، برخی یا همه معاملات باز بهصورت خودکار و اجباری بسته میشوند تا از منفی شدن بیشتر حساب جلوگیری شود. این وضعیت نتیجه مدیریت نادرست ریسک و اهرم بالاست. حد Margin Call و Stop Out بین کارگزاران متفاوت است و باید پیش از معامله بررسی شود.
ریسک زیاد میتواند احتمال Stop Out را افزایش دهد، اما شوک قیمت، گپ و کاهش نقدشوندگی نیز مؤثرند. بستن اجباری بهتنهایی تضمین نمیکند که حساب منفی نشود؛ وجود حمایت از موجودی منفی و محدودیتهای آن به مقررات و قرارداد حساب بستگی دارد.
فرمولهای حساب با یک مثال عددی
| شاخص | فرمول ساده | مثال |
|---|---|---|
| Equity | Balance + سود یا زیان شناور | 1,000 − 50 = 950 دلار |
| Free Margin | Equity − Used Margin | 950 − 200 = 750 دلار |
| Margin Level | (Equity ÷ Used Margin) × 100 | (950 ÷ 200) × 100 = 475% |
| مارجین تقریبی | ارزش موقعیت در ارز حساب ÷ ضریب اهرم | 10,000 ÷ 100 = 100 دلار |
این مثال اعتبار حساب و هزینههای اضافی را در نظر نمیگیرد. برای EUR/USD با حجم 0.1 لات در قیمت 1.1000، ارزش موقعیت 11,000 دلار است؛ با اهرم 1:100، مارجین نظری 110 دلار میشود. نرخ تبدیل، مارجین پلکانی و قواعد نماد ممکن است مقدار واقعی را تغییر دهند. وقتی Used Margin صفر باشد، نسبت Margin Level قابل محاسبه نیست و نحوه نمایش آن به پلتفرم بستگی دارد.
اصطلاحات سفارشگذاری در فارکس
در ادامه به اصطلاحات ترید فارکس میرسیم؛ واژگانی که برای باز کردن، مدیریت و بستن معامله لازماند.

Buy و Sell
Buy (خرید) زمانی است که انتظار افزایش قیمت جفتارز را دارید. Sell (فروش) زمانی است که انتظار کاهش قیمت دارید. در فارکس میتوان از هر دو جهت بازار معامله کرد.
Long یا موقعیت خرید از رشد نرخ جفتارز سود میگیرد؛ Short یا موقعیت فروش از افت آن. برای نمونه، فروش EUR/USD یعنی انتظار کاهش ارزش یورو نسبت به دلار، نه لزوماً افت هر دو ارز در برابر تمام ارزهای دیگر.
Market Order
Market Order سفارشی است که بلافاصله در قیمت جاری بازار اجرا میشود. این نوع سفارش برای ورود فوری به بازار کاربرد دارد، اما در نوسان بالا ممکن است با اسلیپیج اجرا شود.
درخواست اجرای فوری، تضمین قیمت نمایشدادهشده نیست. بسته به نقدشوندگی و قواعد اجرا، سفارش ممکن است با قیمت متفاوت اجرا یا رد شود.
Pending Order
Pending Order (سفارش در انتظار) سفارشی است که فقط در صورت رسیدن قیمت به سطح مشخصشده اجرا میشود. زمانی مفید است که میخواهید در قیمتی غیر از قیمت فعلی وارد بازار شوید.
رسیدن قیمت به سطح سفارش شرط فعالشدن است، اما نوع سفارش، قیمت Bid یا Ask، زمان انقضا و شرایط اجرا نیز اهمیت دارند. سفارش Limit ممکن است اجرا نشود؛ سفارش Stop پس از فعالشدن ممکن است با لغزش اجرا شود.
Buy Limit، Sell Limit، Buy Stop و Sell Stop
این چهار سفارش شرطی، انواع Pending Order هستند. جدول زیر تفاوت آنها را روشن میکند:
| سفارش | جهت | قیمت اجرا نسبت به بازار |
|---|---|---|
| Buy Limit | خرید | پایینتر از قیمت فعلی |
| Sell Limit | فروش | بالاتر از قیمت فعلی |
| Buy Stop | خرید | بالاتر از قیمت فعلی |
| Sell Stop | فروش | پایینتر از قیمت فعلی |
نکته مقایسهای: Buy Limit یعنی انتظار خرید ارزانتر، اما Buy Stop یعنی خرید پس از عبور قیمت از یک سطح بالاتر (معمولاً برای معامله شکست).
اگر قیمت مرجع EUR/USD حدود 1.1000 باشد، خرید در اصلاح تا 1.0950 نمونه Buy Limit و خرید پس از عبور از 1.1050 نمونه Buy Stop است. فروش پس از رشد تا 1.1050 نمونه Sell Limit و فروش پس از افت تا 1.0950 نمونه Sell Stop است. این سطوح آموزشیاند؛ هنگام ثبت واقعی، سمت صحیح Bid یا Ask و حداقل فاصله مجاز سفارش را بررسی کنید.
Stop Limit و زمان انقضای سفارش
در پلتفرمهای پشتیبان، Buy Stop Limit و Sell Stop Limit پس از رسیدن قیمت به سطح فعالسازی، یک سفارش Limit ثبت میکنند. این سفارشها دو قیمت دارند: سطح فعالسازی و قیمت Limit. هدف، کنترل قیمت ورود است؛ خطر آن، اجرا نشدن سفارش پس از حرکت سریع بازار است.
Expiration زمان انقضای سفارش در انتظار است. GTC یا Good Till Cancelled یعنی سفارش تا لغو معتبر میماند، البته طبق محدودیتهای کارگزار. سفارش منقضیشده با معامله بستهشده تفاوت دارد؛ ممکن است هیچ موقعیتی باز نشده باشد.
Stop Loss و Take Profit
Stop Loss (حد ضرر) قیمتی است که در آن معامله زیانده بهصورت خودکار بسته میشود تا ضرر محدود بماند. Take Profit (حد سود) قیمتی است که در آن معامله سودده بهصورت خودکار بسته میشود. این دو ابزار پایه کنترل معامله هستند. برای مدیریت خروج سودده میتوانید مقاله سیو سود در فارکس را مطالعه کنید.
برای خرید، حد ضرر معمولاً پایینتر و حد سود بالاتر از قیمت ورود قرار میگیرد؛ برای فروش برعکس است. حد ضرر عادی تضمین سقف قطعی زیان نیست: هنگام گپ یا لغزش، قیمت خروج میتواند بدتر باشد. همچنین پس از جابهجایی حد ضرر به محدوده سود، فعالشدن آن میتواند معامله را با سود ببندد.
Trailing Stop و Slippage
Trailing Stop (حد ضرر متحرک) حد ضرری است که با حرکت قیمت به نفع شما، بهصورت خودکار جابهجا میشود تا بخشی از سود را حفظ کند. Slippage اختلاف بین قیمت مورد انتظار و قیمت واقعی اجرای سفارش است که معمولاً در نوسان بالا یا نقدشوندگی پایین رخ میدهد.
لغزش میتواند مثبت یا منفی باشد؛ برای خرید، اجرای ارزانتر از قیمت مورد انتظار لغزش مثبت است. در نسخه دسکتاپ متاتریدر، جابهجایی Trailing Stop معمولاً به فعالبودن و اتصال ترمینال نیاز دارد. با قطع اتصال، آخرین حد ضرر ثبتشده روی سرور باقی میماند، اما حرکت خودکار آن ادامه نمییابد. روش اجرای این قابلیت در پلتفرم خود را بررسی کنید.
Order، Deal و Position چه تفاوتی دارند؟
Order دستور معامله است؛ Deal اجرای تمام یا بخشی از آن؛ Position تعهد باز حاصل از اجراست. در MT5 ممکن است یک سفارش چند اجرا داشته باشد. لغو سفارش در انتظار، موقعیت باز را نمیبندد؛ برای خروج از موقعیت باید دستور بستن مناسب ثبت شود. Close بخشی یا تمام موقعیت را میبندد؛ Modify شرایط قابل تغییر سفارش یا حدهای خروج را اصلاح میکند.
اصطلاحات نمودار و تحلیل تکنیکال
برای درک آموزشهای تحلیل و کار با اندیکاتورها، باید با واژگان نمودار آشنا باشید.
Chart، Timeframe و Candlestick
Chart (نمودار) نمایش گرافیکی تغییرات قیمت است. Timeframe (بازه زمانی) نشان میدهد هر کندل چه مدت را پوشش میدهد؛ مثل 1 دقیقه، 1 ساعت یا 1 روز. Candlestick (کندلاستیک) نوعی نمودار است که قیمت باز، بسته، بالا و پایین هر بازه را در یک کندل نشان میدهد.
OHLC مخفف Open، High، Low و Close، یعنی قیمت بازشدن، بیشترین، کمترین و بستهشدن است. بدنه یا Body فاصله قیمت باز و بسته را نشان میدهد؛ سایه یا Wick فاصله بدنه تا سقف و کف کندل را. کندل در حال تشکیل هنوز قیمت بستهشدن نهایی ندارد. نمادهای M1، H1 و D1 بهترتیب بازه یک دقیقه، یک ساعت و یک روز را نشان میدهند.
Trend، Range و Breakout
Trend (روند) جهت کلی حرکت بازار است؛ صعودی یا نزولی. Range (رنج) حالتی است که قیمت بین دو سطح مشخص نوسان میکند بدون روند واضح. Breakout (شکست) زمانی است که قیمت از یک سطح مهم عبور میکند. مفهوم مرتبط پولبک در فارکس نیز به بازگشت موقت قیمت پس از حرکت اشاره دارد.
False Breakout یا شکست کاذب زمانی است که قیمت از سطح عبور میکند اما دوباره به محدوده قبلی برمیگردد. Retest یا آزمون مجدد، بازدید دوباره از سطح شکستهشده است. هر شکست الزاماً آزمون مجدد ندارد و هیچکدام ادامه حرکت را تضمین نمیکنند. روند نیز به تایمفریم وابسته است؛ یک افت کوتاهمدت میتواند داخل روند صعودی روزانه رخ دهد.
Support و Resistance
Support (حمایت) سطحی است که قیمت در آن تمایل به توقف افت و بازگشت دارد. Resistance (مقاومت) سطحی است که قیمت در آن تمایل به توقف رشد دارد. این سطوح در بسیاری از تحلیلها نقطه مرجع تصمیمگیری هستند.
حمایت و مقاومت را میتوان بهصورت ناحیه دید، نه الزاماً یک قیمت دقیق. شکستهشدن یک حمایت ممکن است آن را به مقاومت تبدیل کند و برعکس، اما این تغییر نقش قطعی نیست.
Indicator و Oscillator
Indicator (اندیکاتور) ابزار محاسباتی است که بر اساس دادههای قیمت، اطلاعات کمکی برای تحلیل تولید میکند. Oscillator (اسیلاتور) نوعی اندیکاتور است که معمولاً بین دو حد مشخص نوسان میکند و برای سنجش شرایط اشباع خرید یا فروش به کار میرود.
RSI، MACD و Moving Average
RSI (شاخص قدرت نسبی) قدرت حرکت قیمت را میسنجد. MACD تفاوت میانگینهای متحرک را نمایش میدهد. Moving Average (میانگین متحرک) میانگین قیمت در یک بازه را برای هموارسازی نوسان نشان میدهد. این اندیکاتورها ابزار تحلیل هستند و بهتنهایی سیگنال قطعی یا تضمین نتیجه ارائه نمیدهند.
Overbought، Oversold و Divergence
Overbought یا اشباع خرید و Oversold یا اشباع فروش وضعیتهایی هستند که برخی اسیلاتورها نشان میدهند؛ به معنی الزام فوری بازار به برگشت نیستند. Divergence یا واگرایی، تفاوت رفتار قیمت و اندیکاتور است؛ مثلاً قیمت سقف بالاتر میسازد ولی اندیکاتور سقف پایینتر. واگرایی نشانه قابل بررسی است، نه دستور قطعی ورود.
Price Action و Volume
Price Action یا پرایس اکشن، تحلیل رفتار قیمت با تکیه بر ساختار حرکت و نمودار است. Volume حجم معاملات است؛ اما در بسیاری از پلتفرمهای خردهفروشی فارکس، Tick Volume تعداد تغییرات یا بهروزرسانی قیمت را نشان میدهد، نه کل حجم واقعی بازار جهانی. این تفاوت هنگام مقایسه دادههای کارگزاران اهمیت دارد.
اصطلاحات تحلیل فاندامنتال و اخبار اقتصادی
بخشی از حرکت جفتارزها به دادههای اقتصادی وابسته است. این واژگان در تقویم اقتصادی و اخبار بازار دیده میشوند.
Economic Calendar و خبر با اهمیت بالا
Economic Calendar (تقویم اقتصادی) زمان انتشار دادههای اقتصادی مهم را نشان میدهد. خبرهای با اهمیت بالا معمولاً با نشانهای پررنگ مشخص میشوند و میتوانند نوسان شدیدی در بازار ایجاد کنند. درک این تقویم بخشی از مدیریت ریسک زمانبندی معامله است.
Actual، Forecast و Previous
Actual مقدار اعلامشده، Forecast پیشبینی پیش از انتشار و Previous مقدار دوره قبل است. بازار اغلب به اختلاف داده واقعی با انتظار واکنش نشان میدهد، نه فقط بزرگ یا کوچک بودن عدد. Revised یا بازنگریشده یعنی داده دوره قبل اصلاح شده است. برای نمونه، تورم پایینتر از انتظار ممکن است برداشت بازار از مسیر نرخ بهره را تغییر دهد؛ جهت نهایی ارز به شرایط دیگر نیز وابسته است.
Interest Rate، Inflation و GDP
Interest Rate (نرخ بهره) نرخی است که بانک مرکزی تعیین میکند و اثر مستقیمی بر ارزش ارز دارد. Inflation (تورم) نرخ افزایش عمومی قیمتهاست. GDP (تولید ناخالص داخلی) ارزش کل کالاها و خدمات یک اقتصاد را نشان میدهد. این سه شاخص از مهمترین دادههای فاندامنتال هستند.
GDP معمولاً ارزش کالاها و خدمات نهایی تولیدشده طی دورهای مشخص است. اثر نرخ بهره بر ارز مکانیکی نیست؛ اگر تصمیم از قبل در قیمت منعکس شده باشد، واکنش میتواند محدود یا برخلاف انتظار اولیه باشد.
NFP و CPI
NFP (گزارش اشتغال غیرکشاورزی آمریکا) دادهای پرتکرار است که وضعیت بازار کار آمریکا را نشان میدهد. CPI (شاخص قیمت مصرفکننده) معیار سنجش تورم است. هر دو معمولاً هنگام انتشار، نوسان قابلتوجهی در جفتارزهای دلاری ایجاد میکنند.
Hawkish و Dovish
Hawkish یا موضع انقباضی معمولاً به تأکید بیشتر بانک مرکزی بر مهار تورم و نرخ بهره بالاتر اشاره دارد. Dovish یا موضع حمایتی معمولاً بر حمایت از رشد و اشتغال و سیاست پولی آسانتر تأکید میکند. این واژهها برای تفسیر سخنرانی و بیانیهاند؛ اثر آنها باید نسبت به انتظار قبلی بازار سنجیده شود.
اصطلاحات مدیریت ریسک در ترید فارکس
معاملات اهرمی ذاتاً پرریسک هستند. این اصطلاحات به شما کمک میکنند ریسک را بهتر درک و کنترل کنید.

Risk/Reward Ratio
Risk/Reward Ratio (نسبت ریسک به بازده) رابطه بین زیان احتمالی و سود مورد انتظار یک معامله است. مثال: اگر حد ضرر 20 پیپ و حد سود 60 پیپ باشد، نسبت ریسک به بازده 1 به 3 است. این نسبت به تصمیمگیری کمک میکند اما نتیجه را تضمین نمیکند.
بعضی منابع نسبت معکوس، یعنی بازده به ریسک را مینویسند؛ مشخص کنید 1:3 به معنی ریسک یک واحد برای سود هدف سه واحد است. هزینه معامله و خروج زودتر از هدف میتواند نسبت واقعی را با نسبت برنامهریزیشده متفاوت کند.
Drawdown
Drawdown افت سرمایه از بالاترین سقف قبلی حساب تا پایینترین نقطه است و معمولاً بهصورت درصد بیان میشود. مثال: اگر حساب از 1,000 دلار به 800 دلار افت کند، Drawdown برابر 20% است. این معیار برای سنجش میزان ریسک و ثبات یک استراتژی اهمیت دارد.
فرمول افت درصدی: (سقف سرمایه − سرمایه فعلی) ÷ سقف سرمایه × 100. Maximum Drawdown بزرگترین افت ثبتشده در دوره بررسی است. افت مبتنی بر Equity زیان معاملات باز را هم در بر میگیرد؛ افت مبتنی بر Balance ممکن است آن را پنهان کند. پس از افت 20 درصدی، برای بازگشت از 800 به 1,000 دلار به رشد 25 درصدی نیاز است.
Position Size
Position Size (حجم موقعیت) اندازه مناسب معامله بر پایه حد ضرر و درصد ریسک تعیینشده است. محاسبه درست حجم، از یکی از رایجترین اشتباهات مبتدیان یعنی ریسک بیش از حد جلوگیری میکند. قاعده رایج، ریسک نکردن بیش از 1% تا 2% سرمایه در هر معامله است.
این درصد یک قاعده عمومی است، نه سطح امن تضمینشده یا توصیه شخصی. ریسک چند معامله همبسته، هزینه و احتمال لغزش باید جداگانه لحاظ شوند.
مثال محاسبه حجم معامله با درصد ریسک
فرض کنید مبنای سرمایه 1,000 دلار، ریسک انتخابی 1% و فاصله حد ضرر 20 پیپ است. بودجه زیان برنامهریزیشده 10 دلار میشود. در EUR/USD و حساب دلاری، ارزش هر پیپ برای یک لات استاندارد 10 دلار است.
حجم به لات = مبلغ ریسک ÷ (فاصله حد ضرر به پیپ × ارزش پیپ یک لات). بنابراین 10 ÷ (20 × 10) = 0.05 لات. حرکت 20 پیپی خلاف معامله در این حجم، پیش از هزینهها، 10 دلار زیان دارد. برای احتساب کمیسیون و لغزش احتمالی، بودجه هزینه را نیز در نظر بگیرید و حجم را طبق گام مجاز نماد تنظیم کنید.
اگر چند موقعیت به یک ارز وابسته باشند، زیان آنها ممکن است همزمان رخ دهد. برای مثال، خرید EUR/USD و GBP/USD هر دو میتوانند از تقویت دلار آسیب ببینند؛ تعداد معاملات بهتنهایی معیار تنوع ریسک نیست.
Win Rate، Expectancy و Break Even
Win Rate نرخ برد است: تعداد معاملات سودده تقسیم بر کل معاملات بستهشده، ضرب در 100. Expectancy امید ریاضی نتیجه معامله است: احتمال برد × میانگین سود، منهای احتمال باخت × میانگین زیان. اگر ارقام سود و زیان ناخالصاند، هزینهها نیز باید کسر شوند. نرخ برد بالا بهتنهایی سودآوری را ثابت نمیکند.
Break Even یا سربهسر وضعیتی است که سود و زیان خالص صفر شود. انتقال حد ضرر به قیمت ورود لزوماً سربهسر خالص نیست، چون کمیسیون، سواپ و لغزش ممکن است باقی بماند. با نسبت ریسک به بازده 1:3، نرخ برد سربهسر نظری پیش از هزینهها 25% است؛ این عدد فرض میکند تمام بردها و باختها دقیقاً به اندازه هدف و حد ضرر باشند.
Overtrading و FOMO
Overtrading (معامله بیش از حد) یعنی باز کردن معاملات پرتعداد یا بیبرنامه. FOMO (ترس از دست دادن فرصت) حالتی رفتاری است که معاملهگر را وادار به ورود شتابزده میکند. هر دو از خطاهای رفتاری رایج و پرهزینه هستند. مفهوم مرتبط معنی هانت در فارکس نیز به رفتار قیمت پیرامون حد ضرر معاملهگران اشاره دارد.
فعالشدن حد ضرر بهتنهایی اثبات دستکاری یا شکار عمدی نیست. تغییر اسپرد، سمت Bid یا Ask، گپ و نوسان عادی نیز میتوانند توضیح اجرا باشند. برای بررسی اختلاف، زمان سفارش، گزارش اجرا و قیمتهای هر دو سمت را مقایسه کنید.
Scalping، Day Trading، Swing Trading و Hedging
Scalping یا اسکالپینگ به معاملات کوتاه با هدف حرکات کوچک قیمت گفته میشود؛ هزینه اجرا در آن اهمیت زیادی دارد. Day Trading یا معامله روزانه معمولاً به باز و بستهکردن موقعیت در همان روز اشاره دارد. Swing Trading یا معامله نوسانی، موقعیت را معمولاً چند روز یا بیشتر نگه میدارد و با ریسک خبر، گپ و هزینه شبانه همراه است.
Hedging یا پوشش ریسک، ایجاد موقعیتی برای کاهش بخشی از ریسک موقعیت دیگر است. بازکردن خرید و فروش همزمان روی یک نماد لزوماً ریسک و هزینه را حذف نمیکند. حساب Hedging میتواند موقعیتهای جداگانه نگه دارد؛ در حساب Netting، معاملات یک نماد معمولاً در یک موقعیت خالص تجمیع میشوند.
اصطلاحات رایج در پلتفرمهای معاملاتی
بیشتر معاملهگران با نرمافزار متاتریدر کار میکنند. آشنایی با این واژگان کار با منوها را ساده میکند.
MetaTrader 4 و MetaTrader 5
MetaTrader 4 (MT4) و MetaTrader 5 (MT5) دو پلتفرم رایج معاملاتی هستند. بسیاری از واژگان مثل Balance، Equity، Margin و انواع سفارش در هر دو مشترکاند، هرچند MT5 امکانات بیشتری دارد.
Open Position، Pending Order و History
Open Position بخشی است که معاملات باز فعلی را نشان میدهد. Pending Order سفارشهای در انتظار اجرا را فهرست میکند. History (سابقه) نمایشدهنده معاملات بستهشده گذشته برای بررسی عملکرد است.
Swap و Commission
Swap هزینه یا اعتبار نگهداری معامله بهصورت شبانه است که به تفاوت نرخ بهره ارزها بستگی دارد. Commission کمیسیونی است که برخی کارگزاران بابت اجرای معامله دریافت میکنند. نرخ و شرایط این موارد بین کارگزاران متفاوت است.
Rollover به انتقال موقعیت باز به روز معاملاتی بعد اشاره دارد. سواپ علاوه بر تفاوت نرخها از شرایط قیمتگذاری کارگزار اثر میگیرد و نرخ خرید و فروش ممکن است متفاوت باشد. در بعضی قراردادها هزینه چندروزه در روز مشخصی اعمال میشود؛ روز و مقدار را از مشخصات نماد بخوانید. حساب Swap-Free نیز الزاماً بدون همه هزینهها نیست و ممکن است هزینه اداری یا محدودیت نگهداری داشته باشد.
Broker، Market Maker، ECN و STP
Broker یا کارگزار، خدمات دسترسی به معامله را طبق قرارداد حساب ارائه میکند. Market Maker یا بازارساز قیمت خرید و فروش ارائه میدهد و ممکن است طرف مقابل معامله باشد. ECN به شبکه ارتباط سفارشها و تأمینکنندگان نقدشوندگی اشاره دارد؛ STP معمولاً برای پردازش خودکار و ارسال سفارش به طرفهای اجرا به کار میرود.
این عنوانها در بازاریابی همیشه تعریف یکسانی ندارند. نام مدل اجرا بهتنهایی کیفیت قیمت، نبود تضاد منافع یا اعتبار نظارتی را ثابت نمیکند. نهاد ناظر، طرف قرارداد، سیاست اجرا و گزارش هزینه را جداگانه بررسی کنید.
Demo، Live، Expert Advisor و Contract Specification
Demo حساب آزمایشی با سرمایه مجازی و Live حساب با پول واقعی است. عملکرد دمو ممکن است شرایط واقعی نقدشوندگی، لغزش و فشار روانی را کامل بازتاب ندهد. Expert Advisor یا EA برنامهای برای اجرای قواعد خودکار در متاتریدر است؛ خودکار بودن به معنی سودآوری نیست.
Contract Specification یا مشخصات قرارداد شامل اندازه قرارداد، حداقل حجم، گام حجم، اندازه تیک، مارجین، سواپ و ساعات معامله است. پیش از محاسبه ریسک هر نماد، این بخش را بخوانید؛ تشابه نام نماد در دو کارگزار به معنی یکسان بودن شرایط نیست.
سود شناور، سود تحققیافته و سود خالص
Floating یا Unrealized P/L سود و زیان موقعیت باز است و با قیمت تغییر میکند. Realized P/L نتیجه ثبتشده پس از بستن معامله است. سود خالص، هزینههای مربوط مانند کمیسیون و سواپ را نیز لحاظ میکند. برای حساب دلاری و EUR/USD، خرید 0.1 لات در Ask برابر 1.1002 و خروج در Bid برابر 1.1032، حرکت 30 پیپی و سود قیمتی 30 دلار دارد. اگر کمیسیون کل 2 دلار و سواپ پرداختی 1 دلار باشد، سود خالص این مثال 27 دلار است. اسپرد در قیمتهای واقعی ورود و خروج لحاظ شده؛ دوباره آن را کسر نکنید.
اشتباهات رایج مبتدیان درباره اصطلاحات
درک نادرست بعضی واژگان مستقیم به زیان میانجامد. رایجترین خطاها:
- اشتباه گرفتن پیپ و پیپت؛ محاسبه نادرست حد ضرر و ارزش هر پیپ.
- یکسان دانستن Balance و Equity؛ توجه نکردن به سود و زیان معاملات باز.
- خلط اهرم با مارجین؛ تصور اینکه اهرم بالاتر یعنی ریسک کمتر (برعکس است).
- نادیده گرفتن اسپرد و Swap در محاسبه سود واقعی معامله.
- اشتباه در انتخاب نوع Pending Order (Limit بهجای Stop و برعکس).
- ثبت حجم لات بدون محاسبه Position Size بر پایه درصد ریسک.
در مورد اهرم، معیار مستقیم ریسک معامله حجم و فاصله خروج است. اهرم بالاتر ریسک را خودکار کم نمیکند؛ اگر حجم ثابت بماند، عمدتاً مارجین لازم را تغییر میدهد. خطای خطرناک، استفاده از مارجین کمتر برای بازکردن حجم بزرگتر بدون افزایش ظرفیت تحمل زیان است.
- تصور اینکه حد ضرر عادی همیشه دقیقاً در قیمت تعیینشده اجرا میشود.
- تعمیم اندازه لات و پیپ EUR/USD به طلا یا شاخصها بدون خواندن مشخصات قرارداد.
- اشتباه گرفتن لغو سفارش در انتظار با بستن موقعیت باز.
- تعبیر اشباع خرید یا فروش بهعنوان دستور قطعی برگشت قیمت.
- جمعنکردن ریسک معاملات همبسته و هزینههای ورود و خروج.
چکلیست یادگیری اصطلاحات فارکس
برای یادگیری منظم، این ترتیب را دنبال کنید:
- مفاهیم پایه: جفتارز، پیپ، لات، اسپرد، Bid و Ask.
- اصطلاحات حساب: Balance، Equity، Margin، Leverage، Margin Call و Stop Out.
- سفارشگذاری: Market Order، Pending Order، Stop Loss و Take Profit.
- تحلیل تکنیکال: نمودار، روند، حمایت، مقاومت و اندیکاتورهای پایه.
- تحلیل فاندامنتال: تقویم اقتصادی، نرخ بهره، تورم، NFP و CPI.
- مدیریت ریسک: Risk/Reward، Drawdown و Position Size.
- تمرین هر مفهوم در حساب دمو پیش از معامله واقعی.
تمرین کوتاه برای سنجش یادگیری
- در حساب دمو، Bid و Ask یک جفتارز را یادداشت کنید و اختلاف آنها را به پیپ تبدیل کنید.
- برای حجم 0.01 و 0.1 لات، ارزش پیپ را از مشخصات نماد محاسبه و مقایسه کنید.
- پیش از ثبت سفارش، نوع ورود، فاصله حد ضرر و مبلغ زیان برنامهریزیشده را بنویسید.
- بعد از بازشدن موقعیت، تغییر Equity و Free Margin را با فرمولهای حساب بررسی کنید.
- پس از خروج، قیمت واقعی اجرا و هزینهها را در History بخوانید و سود خالص را حساب کنید.
هدف تمرین، فهم رابط کاربری و محاسبات است؛ نتیجه چند معامله آزمایشی معیار اثبات سودآوری استراتژی نیست.
جدول خلاصه اصطلاحات فارکس
این جدولها برای مرور سریع هنگام ترید طراحی شدهاند. برای نسخه قابلدانلود، مقاله اصطلاحات فارکس pdf را ببینید.
اصطلاحات ضروری برای شروع
| انگلیسی | فارسی | تعریف کوتاه |
|---|---|---|
| Pip | پیپ | کوچکترین واحد استاندارد تغییر قیمت |
| Lot | لات | واحد اندازهگیری حجم معامله |
| Spread | اسپرد | اختلاف قیمت خرید و فروش |
| Leverage | اهرم | ابزار معامله با حجم بزرگتر از سرمایه |
| Margin | مارجین | وجه تضمین برای باز نگهداشتن معامله |
| Stop Loss | حد ضرر | سطح بستهشدن خودکار معامله زیانده |
اصطلاحات ضروری برای ثبت سفارش
| انگلیسی | فارسی | تعریف کوتاه |
|---|---|---|
| Buy | خرید | معامله با انتظار افزایش قیمت |
| Sell | فروش | معامله با انتظار کاهش قیمت |
| Market Order | سفارش بازار | اجرا در قیمت جاری بازار |
| Pending Order | سفارش در انتظار | اجرا در قیمت مشخص آینده |
| Take Profit | حد سود | سطح بستهشدن خودکار معامله سودده |
| Trailing Stop | حد ضرر متحرک | حد ضرری که با سود جابهجا میشود |
مقایسه اصطلاحات ترید که معمولاً اشتباه گرفته میشوند
| دو مفهوم | تفاوت اصلی | کاربرد عملی |
|---|---|---|
| پیپ و لات | واحد حرکت قیمت در برابر واحد حجم | محاسبه سود و زیان به هر دو نیاز دارد |
| Balance و Equity | موجودی ثبتشده در برابر ارزش لحظهای حساب | زیان باز را با Equity بررسی کنید |
| مارجین و مبلغ ریسک | وجه تضمین در برابر زیان برنامهریزیشده | مارجین را سقف زیان فرض نکنید |
| Margin Call و Stop Out | وضعیت هشدار یا محدودیت در برابر بستن اجباری | سطح و قواعد هر دو را از قرارداد حساب بخوانید |
| اسپرد و اسلیپیج | اختلاف Bid و Ask در برابر اختلاف قیمت مورد انتظار و اجرا | هزینه قیمتگذاری را از کیفیت اجرا جدا کنید |
| Buy Stop و Stop Loss | دستور ورود خرید در برابر دستور خروج محافظتی | وجود واژه Stop به معنی کاربرد یکسان نیست |
| سود شناور و سود تحققیافته | نتیجه متغیر موقعیت باز در برابر نتیجه پس از خروج | سود باز را با سود نهایی اشتباه نگیرید |
هشدار ریسک: معاملات اهرمی در فارکس ریسک بالایی دارند و ممکن است بخش زیادی از سرمایه شما را از بین ببرند. اهرم، سود و زیان را همزمان بزرگ میکند و هیچ روش یا اصطلاحی سودآوری را تضمین نمیکند. پیش از معامله واقعی، مفاهیم را در حساب دمو تمرین کنید و فقط با سرمایهای معامله کنید که توان از دست دادن آن را دارید.
سوالات متداول درباره اصطلاحات فارکس
مهمترین اصطلاحات فارکس برای مبتدیان کداماند؟
پیپ، لات، اسپرد، اهرم، مارجین، حد ضرر و حد سود مهمترین مفاهیم پایه برای شروع هستند. پس از آن، انواع سفارش و مفاهیم مدیریت ریسک را یاد بگیرید.
تفاوت پیپ و لات چیست؟
پیپ واحد تغییر قیمت است و نشان میدهد قیمت چقدر حرکت کرده، اما لات واحد حجم معامله است و نشان میدهد شما با چه اندازهای وارد بازار شدهاید. ارزش هر پیپ به اندازه لات بستگی دارد.
تفاوت مارجین و اهرم چیست؟
اهرم قدرت خرید شما را افزایش میدهد، اما مارجین مبلغی است که برای باز کردن و نگهداشتن معامله در حساب شما کنار گذاشته میشود. بهطور ساده، اهرم حجم معامله را افزایش میدهد و مارجین سرمایه موردنیاز برای آن است.
تفاوت Balance و Equity در حساب معاملاتی چیست؟
Balance (موجودی) نشاندهنده کل پول شما در حساب بدون در نظر گرفتن سود یا زیان معاملات باز است. Equity (ارزش لحظهای) حاصل جمع موجودی با سود یا زیان لحظهای معاملات فعال شماست. پس از بستن تمامی معاملات، مبلغ Equity تبدیل به Balance جدید حساب شما میشود.
این توضیح ساده فرض میکند اعتبار جداگانه یا تعدیلات دیگری در حساب وجود ندارد. هزینهها و نحوه ثبت آنها نیز میتوانند بر ارقام نهایی اثر بگذارند.
تفاوت سفارش Buy Limit و Buy Stop چیست؟
هر دو از انواع سفارشهای در انتظار (Pending Order) برای خرید هستند؛ با این تفاوت که Buy Limit زمانی استفاده میشود که میخواهید پایینتر از قیمت فعلی بازار (ارزانتر) خرید کنید، اما Buy Stop برای زمانی است که انتظار دارید قیمت از یک سطح بالاتر (مثلاً شکست یک ناحیه مقاومت) عبور کند و سپس وارد معامله خرید شوید.
هر پیپ در فارکس چند دلار است؟
مقدار ثابت برای همه نمادها ندارد. در EUR/USD با قرارداد استاندارد و حساب دلاری، یک پیپ برای یک لات 10 دلار، برای 0.1 لات 1 دلار و برای 0.01 لات 0.1 دلار است. در نمادهای دیگر، اندازه پیپ، حجم قرارداد و تبدیل ارز حساب را بررسی کنید.
آیا افزایش اهرم ارزش هر پیپ را بیشتر میکند؟
برای حجم ثابت، خیر. ارزش پیپ از حجم و مشخصات نماد به دست میآید. اهرم بیشتر معمولاً مارجین لازم را کم میکند؛ اگر با این امکان حجم را افزایش دهید، ارزش پیپ و زیان بالقوه نیز بیشتر میشود.
چرا معامله بلافاصله پس از بازشدن در ضرر است؟
معمولاً به دلیل اسپرد و گاهی کمیسیون است. خرید با Ask انجام میشود، اما ارزش خروج فوری با Bid سنجیده میشود. تغییر قیمت و لغزش نیز میتوانند بر زیان اولیه اثر بگذارند.
آیا حد ضرر جلوی هر زیان بیشتر را میگیرد؟
خیر. حد ضرر عادی ابزار محدودکردن ریسک است، نه تضمین قیمت خروج. در گپ یا کمبود نقدشوندگی ممکن است سفارش با قیمت بدتری اجرا شود. تنها اگر قرارداد صراحتاً حد ضرر تضمینشده ارائه دهد، شرایط همان خدمت را جداگانه بررسی کنید.
آیا اصطلاحات فارکس و طلا یکساناند؟
بسیاری از واژهها مانند Bid، Ask، مارجین و حد ضرر مشترکاند، اما اندازه قرارداد، ارزش تیک و روش بیان پیپ میتواند متفاوت باشد. محاسبات EUR/USD را بدون خواندن مشخصات XAU/USD برای طلا استفاده نکنید.
آیا حساب بدون سواپ هیچ هزینهای ندارد؟
خیر. نبود سواپ لزوماً اسپرد، کمیسیون یا هزینه اداری را حذف نمیکند. شرایط نگهداری شبانه و هزینه پس از تعداد روز مشخص را در قرارداد حساب بررسی کنید.



